تبليغاتX
ROYAYE SHAB

ROYAYE SHAB

تقدیم به حمیده که آفتاب مهرش در آستان دلم هرگز غروب نخواهد کرد دوست دارم


http://hadi-p30.persiangig.com/gol1.gifاز پشت شيشه هاي بزرگ دلتنگي گريه ميكنم و آرزو ميكنم كه كاش
http://hadi-p30.persiangig.com/gol1.gifبراي يك لحظه فقط يك لحظه آغوش گرمت را احساس كنم ، ميخواهم http://hadi-p30.persiangig.com/gol1.gif
http://hadi-p30.persiangig.com/gol1.gifسر روي شانه هاي مهربانت بگذارم تا ديگر از گريه كم نشوم . تو مرا  http://hadi-p30.persiangig.com/gol1.gif
http://hadi-p30.persiangig.com/gol1.gif به ديار محبتها بردي و صادقانه دوستم داشتي پس بيا و باز در اين راه http://hadi-p30.persiangig.com/gol1.gif
http://hadi-p30.persiangig.com/gol1.gifتلاش كن اگر طاقت اشكهايم را نداري . در راه عشقي پاك تر و صادقانه تر، http://hadi-p30.persiangig.com/gol1.gif
http://hadi-p30.persiangig.com/gol1.gifزيرا كه من و تو ما شده ايم پس نگذار زمانه بيرحم دلهايي را كه از هم      http://hadi-p30.persiangig.com/gol1.gif
http://hadi-p30.persiangig.com/gol1.gif  جدا نشدني است را به درد آورد دلم را به تو دادم و كليدش را به سوي   http://hadi-p30.persiangig.com/gol1.gif
http://hadi-p30.persiangig.com/gol1.gifآسم خوشبختي ها روانه كردم چه شبها كه تا سحر به يادت با http://hadi-p30.persiangig.com/gol1.gif
http://hadi-p30.persiangig.com/gol1.gifگونه هاي خيس از دلتنگي ها به سر بردم چه روزها با خاطراتت نفس http://hadi-p30.persiangig.com/gol1.gif
http://hadi-p30.persiangig.com/gol1.gifكشيدم پس تو اي سخاوت آسماني من ... http://hadi-p30.persiangig.com/gol1.gif
http://hadi-p30.persiangig.com/gol1.gifمرا درياب كه ديوانه وار دوستت دارم  http://hadi-p30.persiangig.com/gol1.gif
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/30ساعت 2:34 بعد از ظهر  توسط سورنا  | 

 

تكيه به شونه هام نكن

من از تو افتاده ترم

ماكه به هم نمي رسيم

بسه ديگه بزار برم

كي گفته كه به جرم عشق

يه عمري پرپرت كنم

حيف تو نيست كنج قفس

چادر غم سرت كنم

من نه قلندر شبم

نه قهرمان قصه ها

نه بنده حلقه به گوش

نه ناجي فرشته ها

من عاشقم همينو بس

غصه نداره بي كسي

قشنگي قصه ماست

كه ما به هم نمي رسيم

 

وقتي ميشي نياز من

اگه نباشي پيش من

اشكاي چشمامو ببين

 كه ميريزه به پاي تو

بازم كه بي قرارمو

دلواپس نگاه تو

تموم هستي مني

بمون هميشه پيش من

اگر شدم عاشق تو

نزار كه بي تاب بمونم

لالايي شبام تويي

نزار كه من خواب بمونم

دارم برات شعر مي خونم

شايد به يادم بموني

فقط يه چيز ازت مي خوام

هميشه عاشق بموني

دوست دارم خيلي كمه

اما جز اين چيزي نبود

واژه ها رو ولش كنيم

عشقمو از چشام بخون

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/30ساعت 2:34 بعد از ظهر  توسط سورنا  | 

قصه این جوری شروع شد من و چشمات و ترانه

تو رو خواستن تا همیشه گریه و اشک شبونه

تو می دونی تا همیشه من به یاد تو می مونم

هرچه که ترانه دارم واسه ی چشات می خونم

واسه ی داشتن دستات لحظه هام پر از بهونه س

با تو بودن تا همیشه رویای عاشقونه س

                Thank You JESUS for loving me and saving me from eternal damnation...        

 دلم برای کسی تنگ است

که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد

دلم برای کسی تنگ است

که با زیبایی کلامش مرا در عشقش غرق می کند

دلم برای کسی تنگ است

که تنم آن آغوشش را می طلبد

دلم برای کسی تنگ است

که قلب من برای داشتنش سالها صبر می کند

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/30ساعت 2:33 بعد از ظهر  توسط سورنا  | 

عاشقم من عاشقی بی قرارم

کس ندارد خبر از دل زارم

آرزوی جز تو در سر ندارم                              

من به لبخندی از تو خرسندم

مهر تو ای من آرزو مندم

بر تو پایبندم

 

بزن بارون  خیس و ترم کن  

 
بـــــزن بـــارون بـــزن تو  پر پـــرم کــــن
 
بـــزن بـــارون کـه غمگیـــن دل مــــن
 
بـــزن بـــارو ن که ننگیــن شب مــن
 
بزن بارون و با خود ببر دردای این دل
 
تــا نبــاشم هــر دم در پی همـــراز ایــن دل
 
بــــزن بــــارون دلــــم مــــاتم گــــرفته
 
بزن بارون که زندگیم رنگ غم گرفته
 
ببار بارون به دلهای غبار گرفته
 
ببار بارون که غم  دلمو تنها گرفته
 
منو با خودت ببر بارون
 
با قطره هات منو به دریا برسون...
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/30ساعت 2:32 بعد از ظهر  توسط سورنا  | 

 

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن تکیه کنی واز غم زندگی براش اشک بریزی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/30ساعت 2:31 بعد از ظهر  توسط سورنا  | 

من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد

همه اندیشه ام اندیشه ی فرداست

وجودم از تمنای تو سرشار است

زمان-در بستر شب- خواب و بیدار است

هوا آرام،شب خاموش،راه آسمان ها باز...

خیالم چون کبوترهای وحشی می کند پرواز...

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/30ساعت 2:28 بعد از ظهر  توسط سورنا  | 

چگونه می توان....؟

 

چگونه باور كنم نبودنت را نديدنت را؟

مگر مي توان بود و نديد ؟ مگر مي توان گذاشت و گذشت؟

مگر مي توان احساس را در دل خشكاند و سوزاند؟

 چه بي صدا رفتي.......      

 چه بي اميد رها كردي .......

 دل را.... ارزوها را....  حرف را

از بلبل هاي باغ سراغت را گرفتم ...... خبري نداشتند

و خنديدند به حال زار دل من  كه چگونه , از نيامدنت ,نپرسيدنت و خبر ندادنت 

 گرفته و ناتوان است.

آري آن ها  نيز نفهميدند كه بي تو چگونه سر كنم زندگي را ؟

هر چه از الفباي تو حرف بر مي دارم تا تمام شوي انگار بي محاباتر از هميشه

لا به لاياين همه خطوط مبهم و واژه ي نديده دوباره از سر سطر اغاز مي شوي

با اين همه هنوزهم با تقدس ترين حس عاشقانه مثل هميشه , نه , بيشتر از هميشه

                                            دوستت دارم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/30ساعت 2:28 بعد از ظهر  توسط سورنا  | 

از ازل ايل وتبارم همه عــــــاشق بودند

     سخت دلبسته ی اين ايل وتبارم چه کنم!

من کزين فاصله غارت شده ی چشم توام

 چــون به ديدار تو افتد سرو کارم چه کنم؟

يک به يک با مژه هايت دل من مشغول است

   مـــــــــــیله های قفسم را نشمارم چه کنم؟

Image and video hosting by TinyPic

 

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری می افتی بر میگرده و با عجله می یاد سمت تو

بدون براش عزیزی

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری می خندی بر میگرده و نگات می کنه

بدون واسش قشنگی

اگه یکی رودیدی که وقتی داری گریه می کنی برمیگرده میاد باهات اشک میریزه

 بدون دوستت داره

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری با یه نفر دیگه حرف میزنی ترکت می کنه

بدون عاشقته

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری ترکش می کنی فقط سکوت می کنه 

بدون دیوونته

اگه یکی رو دیدی که از نبودنت داغون شده

بدون که براش همه چی بودی

اگه یکی رو دیدی که یه روز از بی تو بودن می ناله

بدون که بدون تو می میره

اگه یکی رو دیدی که که بعد از رفتنت لباس سفید پوشیده

بدون که بدون تو مرده

اگه یه روز دیدیش که یه گوشه افتاده و یه پارچه سفید روش کشیدن

بدون واسه خاطر تو مرده

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/30ساعت 2:27 بعد از ظهر  توسط سورنا  | 

از من نخواه فراموشت کنم
نخواه که بي تو سر کنم
نخواه که اين خواستن ها روح و جانم را مي سوزاند
به من نگو که دوستم نداري
نگو که خيالت مال ديگريست
نگو ،...که قلبم از شيشه است و حرفهايت چون سنگ آن را در هم مي شکند
اما امروز تصميم خود را گرفته ام
فراموش مي کنم که روزي عاشقت بودم
فراموش مي کنم ايامي را که با تو بودم
ايامي که با عشقت زنده بودم
فراموش مي کنم حرفهاي عاشقانه ات را
فراموش مي کنم نفس کشيدن را
ولي تو هرگز فراموش نکن که با شاخه گلي يادم کني

بگوييد بر گورم بنويسند زندگي را دوست داشت ولي آن را نشناخت مهربان بود ولي مهر نورزيد

 طبيعت را دوست داشت ولي از آن لذت نبرد در آبگير قلبش جنب و جوشي بود ولي کسي بدان

 راه نيافت در زندگي احساس تــنهايي مي نمود ولي هرگز دل به کسي نداد و خلاصه بنويسيد

 زنده بودن را براي زندگي دوست داشت... نه زندگي را براي زنده بودن

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/30ساعت 2:25 بعد از ظهر  توسط سورنا  | 

افغانی میره تو خونه زنه دزدی, زنه میترسه میگه بیا این پول و طلا برای تو , افغانی میگه خودتو به اون راه نزن, بگو نون خشک ها کجاست?

 
تو مراسم ختم یه بنده خدایی می گن :
مرحوم وصیت کرده سیاه نپوشین.
یکی داد میزنه : مرحوم گه خورده ما به احترامش می پوشیم

غضنفر صد هزارتا صلوات نذر می کنه میره
به غضنفر می گن بچه كجائی ؟ میگه : بچه تهرون . . .
می گن : كجای تهرون . . .
می گه : كیلومتر 700 ، جاده تهران - اردبیل
ورزشگاه آزادی میگه جمیعا صلوات
یه ضرب المثل آموزنده هست که می گه :
مردن برای زنی که عاشقشی از زندگی باهاش آسون تره

 

فرق پیر دختر با پیر پسر:
- اولی موفق نشده ازدواج کنه
ولی دومی موفق شده ازدواج نکنه

 

مردها سه تا آرزو دارن :
- اونقدر که مامانشون می گن خوش تیپ باشن !
- اونقدر که بچه شون می گن قوی باشن !
و مهمتر از همه اینکه :
- اونقدر که زنشون بهش شک داره دوست دختر داشته باشن

مردها بر اثر کمبود عاطفه ازدواج می کنند
بر اثر کمبود حوصله طلاق می دن
ولی نکته جالب اینه که بر اثر کمبود حافظه دوباره ازدواج می کنند

« خدا پر داد تا پرواز باشد، گلویی داد تا آواز باشد.
خدا می خواست باغ آسمانها ، به روی ما همیشه باز باشد .
خدا بال و پر و پرواز شان داد، ولی مردم درون خود خزیدند.
خدا هفت آسمان باز را ساخت ، ولی مردم قفس را آفریدند.»
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/10/19ساعت 2:32 قبل از ظهر  توسط سورنا  |